مادربزرگ من یک دفترچه سیاه داشت پر از رمز و راز آشپزی که فکرش را نمیکردیم ارزش مادی داشته باشد. شوهرعمهام که اهل چاپ و صحافی است، آن را اسکن کرد و به صورت محدود چاپ نمود. کتاب پر از دستورهای عجیبی مثل خورشت هویج و آلو، یا مربای پوست هندوانه بود. الان این کتاب دستساز در محلهمان آنقدر سروصدا کرده که از شهرهای دیگر هم پیغام میدهند برایشان بفرستیم. دیدن اینکه دستپخت مادربزرگ حالا نقل مجلس کتاببازها شده، خیلی شیرین است.
شوهرعمهام کتاب آشپزی مادربزرگ را جلد کرد و پرفروش شد